الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

633

الغدير ( فارسى )

جناب بعد از شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در مسير آن حضرت حركت خواهد كرد . بدين منظور ، پيامبر اكرم با اين تشكيلات و تصريحات موانع و موجبات لغزش را از مسير او بر طرف نمود و سنن و مراسم فرمان‌بردارى را در مقابل او آشكار كرد و با خطبه‌اى كه انشاء فرمود ، طرق ستيز و دشمنى با او را به هرعذر و بهانه قطع فرمود كه ما از هرگونه جدّ و جهد در توضيح و بيان مفاد آن دريغ نورزيده‌ايم . همانند اين روايت مجهول است روايتى كه احمد بن حنبل و چند تن از علماى حديث از بريده نقل كرده‌اند كه گفت : با على در جنگ يمن همراه بودم و شدت عملى از او ديدم . پس از بازگشت خدمت رسول خدا رفتم و از او نام بردم و به نكوهش او پرداختم ، ناگاه ديدم كه چهرهء رسول خدا متغيّر شد و فرمود : اى بريده ، آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم ؟ گفتم : بلى ، هستى يا رسول اللّه . فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . « 1 » گويى راوى اين داستان هم مانند راوى داستان قبلى خواسته صورت امر مزبور را كوچك و ناچيز جلوه دهد ؛ به اين منظور ، آن را در قالب يك قضيّهء شخصى ريخته است و ما بعد از اينكه حديث غدير را با طرق متواترش ثابت كرديم ، ديگر اهميّتى به اين قبيل قضايا و روايات نمىدهيم ، زيرا منتهاى چيزى كه از اين حديث برمىآيد ، تكرار اين لفظ از رسول خداست كه گاه به صورت عمومى اعلام شده و گاه به صورت شخصى ، تا اينكه بريده بداند آنچه را كه از امير المؤمنين عليه السّلام ديده و آن را درشتى پنداشته است ، مجوّز آن نيست كه دربارهء آن جناب سخن ناروا بگويد ، آن هم براساس آنچه كه در خور مقام و شأن حكامى است كه امر رعيّت به آنها واگذار شده است . به هرحال ، هنگامى كه حاكم اقدام به امرى مىكند كه متضمّن مصلحت عمومى است ، اگر آن اقدام در نظر فردى از افراد عادى ناخوش و نامطلوب آيد ، او حق ندارد در اين‌باره سخن بگويد و زبان به اعتراض و نكوهش بگشايد ، زيرا در اجراى مصلحت عمومى نظر فردى تأثيرى ندارد و مرتبت و صلاحيت مقام ولايت بر توقعات و انتظارات شخصى و فردى رجحان

--> ( 1 ) . مسند احمد بن حنبل : 5 / 347 .